Skip to main content

خبرنامه

خبرنامه


نوشته ای از اِرما بومبک

Posted: 22 Nov 2012 03:08 PM PST


اگر می توانستم یک بار دیگر به دنیا بیایم کمتر حرف می زدم و بیشتر گوش می کردم
دوستانم را برای صرف غذا به خانه دعوت می کردم حتی اگر فرش خانه ام کثیف و لکه دار بود و یا کاناپه ام ساییده و فرسوده شده
در سالن پذیرایی ام ذرت بو داده می جویدم و اگر کسی می خواست که آتش شومینه را روشن کند نگران کثیفی خانه ام نمی شدم
پای صحبتهای پدر بزرگم می نشستم تا خاطرات جوانی اش را برایم تعریف کند و در یک شب زیبای تابستانی پنجره های اتاق را نمی بستم تا آرایش موهایم به هم نخورد ، شمع هایی که به شکل گل رز هستند و مدتها بر روی میز جا خوش کرده اند را روشن می کردم و به نور زیبای آنها خیره می شدم
با فرزندانم بر روی چمن می نشستم بدون آنکه نگران لکه های سبزی شوم که بر روی لباسم نقش می بندند
با تماشای تلویزیون کمتر اشک می ریختم و قهقهه خنده سر می دادم و با دیدن زندگی بیشتر می خندیدم
هر وقت که احساس کسالت می کردم در رختخواب می ماندم و از اینکه آن روز را کار نکردم فکر نمی کردم که دنیا به آخر رسیده است
هرگز چیزی را نمی خریدم فقط به این خاطر که به آن احتیاج دارم و یا اینکه ضمانت آن بیشتر است . به جای آنکه بی صبرانه در انتظار پایان نه ماه بارداری بمانم هر لحظه از این دوران را می بلعیدم چرا که شانس این را داشته ام که بهترین موجود جهان را در وجودم پرورش دهم و معجزه خداوند را به نمایش بگذارم
وقتی که فرزندانم با شور و حرارت مرا در آغوش می کشیدند هرگز به آنها نمی گفتم: بسه دیگه حالا برو پیش از غذا خوردن دستهایت را بشور ، بلکه به آنها می گفتم دوستتان دارم
اما اگر شانس یک زندگی دوباره به من داده می شد هر دقیقه آن را متوقف می کردم ، آن را به دقت می دیدم ، به آن حیات می دادم و هرگز آن را پس نمی دادم
--

Comments

Popular posts from this blog

سایت میگنا : آلبرت انیشتین

آلبرت انیشتین در چهاردهم مارس 1879 در شهر اولم که شهر متوسطی از ناحیه و ورتمبرگ آلمان بود متولد شد . هشت موضوع شگفت انگیز از زندگی آلبرت انیشتین یک سال بعد از تولد او خانواده وی از اولم عازم مونیخ گردید. پدر آلبرت ، هرمان انیشتین کارخانه‌ کوچکی برای تولید محصولات الکترو شیمیایی داشت و با کمک برادرش که مدیر فنی کارخانه بود از آن بهره‌برداری می‌کرد. گر چه در کار معاملات بصیرت کامل نداشت. پدر آلبرت از لحاظ عقاید سیاسی نیز مانند بسیاری از مردم آلمان گر چه با حکومت پروسیها مخالفت داشت، اما امپراتوری جدید آلمان را ستایش می‌کرد و صدر اعظم آن «بیسمارک» و ژنرال «مولتکه» و امپراتور پیر یعنی «ویلهم اول» را گرامی می‌داشت. مادر انیشتین که قبل از ازدواج پائولین کوخ نام داشت بیش از پدر زندگی را جدی می‌گرفت و زنی بود از اهل هنر و صاحب احساساتی که خاص هنرمندان است و بزرگترین عامل خوشی او در زندگی و وسیله تسلای وی از علم روزگار موسیقی بود. آلبرت به هیچ مفهوم کودک اعجوبه‌ای نبود و حتی مدت زیادی طول کشید تا سخن گفتن آموخت، بطوری که پدر و مادرش وحشت زده شدند که مبادا فرزندشان ناقص...

محمد جواد آريايي : افتخارات ايران وکوروش کبير

چو ايران نباشد تن من مباد ، بدين بوم و بر زنده يک تن مباد دريغ است ايران که ويران شود ، کنام پلنگان و شيران شود مگه ميشه به ايران افتخار نکرد؟!!!!!!!!!! بهتر بود بپرسي به کجاي ايران افتخار نمي کني؟ به ذره ذره خاک ايران ، به تک تک ايرانيا (به غير عرب صفتا ، غرب زده ها ) به اينکه نژادمون آريايي ،اونم آريايي برتر افتخار مي کنم. به اين افتخار ميکنم که هيچگاه بت پرست نبوديم . به کوروش کبير ، داريوش بزرگ ، خشايار شاه ، کاوه آهنگر ، آرش کمانگير ، سياوش ، کيومرث ، رستم، زرتشت و... منشور حقوق بشر ، منشور پارسوماش ، منشور پرشيا ، منشور شوشيانا ، منشور پاسارگاد ، فروهر همه اينا غرور آفرينه . به فردوسي، خيام، حضرت حافظ ، مولانا رومي ، سعدي ،عطار ، نظامي ، وحشي بافقي ، ارد بزرگ ،ابوعلي سينا ، ابو ريحان بيروني ، رازي و... به پارسه ، خليج هميشه فارس ، پاسارگاد ، شهر سوخته(مهر گنجينه سر به )، چغازنبيل ، بيستون ، نقش رستم ، تخت سليمان ، طاق بستان ، کاخ تيسفون(بزرگترين طاق آجري دنيا)و... افتخار مي کنم. به اين افتخار مي کنم که ما ايراني ها شادترين مردم دنيا بوديم و پد...

وبسایت موفقیت : سخنان بزرگان

بایستی با روح خود آشنا شده و سعادت را در اعماق روح و قلب خود جستجو کنیم . فیثاغورث انسان خردمند ، تار و پودهای اصلی زندگی را می یابد . اُرد بزرگ مرا اندکی دوست بدار ولی طولانی . کریستوف مارلو بسیاری بخاطر برآیند هنجارهای درونی اشان بین نمای سپید و پاکی در اشتباهند . اُرد بزرگ چشمان زیبای اشکبار از لبخند زیباتر است . کامپ پل آه ؛ ای مجنون مهربان ؛ زرتشت ! ای شیدای اعتماد ! تو همیشه همین سان بوده ای . تو همیشه با اعتماد به هر چیز هراسناک نزدیک شده ای . تو همیشه می خواهی هر غولی را بنوازی. هرم نفسی گرم و کمی موی نرم بر پنجه ؛ همین بس تا تو یکباره آمادهء عاشق شدن و به دام انداختن اش شوی . عشق خطری است در کمین تنهاترین کس. عشق به هر چیزی که زنده باشد و بس ! براستی ؛ خنده آور است جنون و فروتنی من در عشق ! . فردریش نیچه ره آورد سفر در درون آدمی ، به جز خرد و پیشرفت نیست . اُرد بزرگ انسان عاقل همیشه از بدگوییهایی که از او می‌شود استفاده می‌کند . ژرژ بانه رهایی و آزادی ، برآیند پرستش خرد است و دانایی . اُرد بزرگ اگر برای انجام کاری بزرگ ، زمان نداری .بهتر است بی درنگ آن را به دیگران بسپاری ...