Skip to main content

خبرنامه

خبرنامه


به یاد احمد شاملو

Posted: 18 Dec 2011 12:17 PM PST




اشک رازیست
لبخند رازیست
عشق رازیست

اشک آن شب، لبخند عشقم بود

قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی

من درد مشترکم
مرا فریاد کن

درخت با جنگل سخن می‌گوید
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن می‌گویم

نامت را به من بگو
و دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
و قلبت را به من بده

من ریشه‌های تو را دریافته ا‌م
با لبانت برای همه لب‌ها سخن گفته‌ام
و دستهایت با دستان من آشناست

در خلوت روشن با تو گریسته‌ام
برای خاطر زندگان
و در گورستان تاریک با تو خوانده‌ام
زیباترین سرودها را

زیرا که مردگان این سال
عاشق‌ترین زندگان بوده‌اند
دستت را به من بده
دستهای تو با من آشناست

ای دیر یافته با تو سخن می‌گویم

بسان ابر که با طوفان
بسان علف که با صحرا
بسان باران که با دریا
بسان پرنده که با بهار
بسان درخت که با جنگل سخن می‌گوید

زیرا که من ریشه‌های تو را دریافته‌ام
زیرا که صدای من با صدای تو آشناست
--

Comments

Popular posts from this blog

سایت میگنا : آلبرت انیشتین

آلبرت انیشتین در چهاردهم مارس 1879 در شهر اولم که شهر متوسطی از ناحیه و ورتمبرگ آلمان بود متولد شد . هشت موضوع شگفت انگیز از زندگی آلبرت انیشتین یک سال بعد از تولد او خانواده وی از اولم عازم مونیخ گردید. پدر آلبرت ، هرمان انیشتین کارخانه‌ کوچکی برای تولید محصولات الکترو شیمیایی داشت و با کمک برادرش که مدیر فنی کارخانه بود از آن بهره‌برداری می‌کرد. گر چه در کار معاملات بصیرت کامل نداشت. پدر آلبرت از لحاظ عقاید سیاسی نیز مانند بسیاری از مردم آلمان گر چه با حکومت پروسیها مخالفت داشت، اما امپراتوری جدید آلمان را ستایش می‌کرد و صدر اعظم آن «بیسمارک» و ژنرال «مولتکه» و امپراتور پیر یعنی «ویلهم اول» را گرامی می‌داشت. مادر انیشتین که قبل از ازدواج پائولین کوخ نام داشت بیش از پدر زندگی را جدی می‌گرفت و زنی بود از اهل هنر و صاحب احساساتی که خاص هنرمندان است و بزرگترین عامل خوشی او در زندگی و وسیله تسلای وی از علم روزگار موسیقی بود. آلبرت به هیچ مفهوم کودک اعجوبه‌ای نبود و حتی مدت زیادی طول کشید تا سخن گفتن آموخت، بطوری که پدر و مادرش وحشت زده شدند که مبادا فرزندشان ناقص...

محمد جواد آريايي : افتخارات ايران وکوروش کبير

چو ايران نباشد تن من مباد ، بدين بوم و بر زنده يک تن مباد دريغ است ايران که ويران شود ، کنام پلنگان و شيران شود مگه ميشه به ايران افتخار نکرد؟!!!!!!!!!! بهتر بود بپرسي به کجاي ايران افتخار نمي کني؟ به ذره ذره خاک ايران ، به تک تک ايرانيا (به غير عرب صفتا ، غرب زده ها ) به اينکه نژادمون آريايي ،اونم آريايي برتر افتخار مي کنم. به اين افتخار ميکنم که هيچگاه بت پرست نبوديم . به کوروش کبير ، داريوش بزرگ ، خشايار شاه ، کاوه آهنگر ، آرش کمانگير ، سياوش ، کيومرث ، رستم، زرتشت و... منشور حقوق بشر ، منشور پارسوماش ، منشور پرشيا ، منشور شوشيانا ، منشور پاسارگاد ، فروهر همه اينا غرور آفرينه . به فردوسي، خيام، حضرت حافظ ، مولانا رومي ، سعدي ،عطار ، نظامي ، وحشي بافقي ، ارد بزرگ ،ابوعلي سينا ، ابو ريحان بيروني ، رازي و... به پارسه ، خليج هميشه فارس ، پاسارگاد ، شهر سوخته(مهر گنجينه سر به )، چغازنبيل ، بيستون ، نقش رستم ، تخت سليمان ، طاق بستان ، کاخ تيسفون(بزرگترين طاق آجري دنيا)و... افتخار مي کنم. به اين افتخار مي کنم که ما ايراني ها شادترين مردم دنيا بوديم و پد...

وبسایت موفقیت : سخنان بزرگان

بایستی با روح خود آشنا شده و سعادت را در اعماق روح و قلب خود جستجو کنیم . فیثاغورث انسان خردمند ، تار و پودهای اصلی زندگی را می یابد . اُرد بزرگ مرا اندکی دوست بدار ولی طولانی . کریستوف مارلو بسیاری بخاطر برآیند هنجارهای درونی اشان بین نمای سپید و پاکی در اشتباهند . اُرد بزرگ چشمان زیبای اشکبار از لبخند زیباتر است . کامپ پل آه ؛ ای مجنون مهربان ؛ زرتشت ! ای شیدای اعتماد ! تو همیشه همین سان بوده ای . تو همیشه با اعتماد به هر چیز هراسناک نزدیک شده ای . تو همیشه می خواهی هر غولی را بنوازی. هرم نفسی گرم و کمی موی نرم بر پنجه ؛ همین بس تا تو یکباره آمادهء عاشق شدن و به دام انداختن اش شوی . عشق خطری است در کمین تنهاترین کس. عشق به هر چیزی که زنده باشد و بس ! براستی ؛ خنده آور است جنون و فروتنی من در عشق ! . فردریش نیچه ره آورد سفر در درون آدمی ، به جز خرد و پیشرفت نیست . اُرد بزرگ انسان عاقل همیشه از بدگوییهایی که از او می‌شود استفاده می‌کند . ژرژ بانه رهایی و آزادی ، برآیند پرستش خرد است و دانایی . اُرد بزرگ اگر برای انجام کاری بزرگ ، زمان نداری .بهتر است بی درنگ آن را به دیگران بسپاری ...